علی

همچون علی که باشد خدايی از نجابت
که او به گيتی آيد در کعبه اش ولادت
بجز علی که يابی رادمردی ز تاريخ
پيمبر شهر علم و علی درش نهايت
همچون علی که ديدی مدهش ز عشق خدا
کين تير اثر ندارد هنگامه عبادت
همچون حيدر که باشد دشمن ز او گريزان
که او خيبر گشايد از قدرت و رشادت
همچون علی که آرد فرزندی با محبت
که او فدا نمايد جان را با شجاعت
همچون علی که آيد بخشنده و کريمی
که او کمک نمايد, مظلوم را حمايت
بجزعلی که خوابد در بستر پيمبر
که او بر کف نهد جان از عشق يا سخاوت
همچون علی که آيد درين جهان تاريک
که زندگی بگذرد از روی دين, رياضت
بجزعلی که بودست شاه خدا در غدير
پسر عمش بدو داد اسلام را سيادت
ز مسلمين علی بود مظلوم ار که محبوب
که حق او گرفتند نامردان از حسادت
همچون علی که باشد در مصدر قضايش
از آن همه درستی, ناکيش را رعايت
همچون علی که بودست خليفه رحيمی
از پاکی خدايی از راستی بل عدالت
بجزعلی که ديدی مونس شبهای تار
که مرهمی نبودش از رنج و اين خيانت
بجز علی که گويد “فزت و رب الکعبه”
که چشم آن يتيمان, گلگونه شهادت
همچون علی که باشد درين سرای فانی
لايق ز او و فرزند دنيا را ولايت

Advertisements
This entry was posted in my Persian poems. Bookmark the permalink.

Leave a Reply

Please log in using one of these methods to post your comment:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s