Category Archives: my Persian poems

علی

همچون علی که باشد خدايی از نجابت که او به گيتی آيد در کعبه اش ولادت بجز علی که يابی رادمردی ز تاريخ پيمبر شهر علم و علی درش نهايت همچون علی که ديدی مدهش ز عشق خدا کين تير … Continue reading

Posted in my Persian poems | Leave a comment

وسوسه ماه

تو گويش مرکب اسرار, مرا شوق ديدار اوست بی مهرش خاره دل دگر بيقرار اوست بلبلان را خواهم چو سلامی به او برند حسرت چهره ماهش, که مرا وسوسه کنار اوست چشمها می بندم, که من انگار به او می … Continue reading

Posted in my Persian poems | Leave a comment

غم ديروز

مهر خود آموز که جان ديگری حاصل تو را نيست بر غم ديروز ترا اين ره دوا نيست شهر بی مردمی بن بست نباشد عاقبت چون زمستان تا ابد بر تو روا نيست

Posted in my Persian poems | Leave a comment

ا هورا

ای ساقی اهورا بر من بيا ز مستی با ناز ها کرشمه بر من خوران شرابی از حسرت جدايی بينی چگونه گشتم بر من حرام کردی چون تو قطره آبی

Posted in my Persian poems | Leave a comment

حاتم

به خون مردم نابود گريانم درين عالم به ظلمی که روا گشتست به اسم دين و ان خاتم چگونه لايق ميهن همين مردان بی وجدان چو از پول وطن باشند برای اجنبی حاتم

Posted in my Persian poems | Leave a comment